I am not French
پنجشنبه 1393/01/14 ساعت 23:00 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
باز ارسال پست مربوط به خداحافظ دیوید سوشی برای افرادی که هنوز دانلود نکرده اند.



هر آغازی، پایانی دارد !

همان طور که در پست قبل گفته شد بازیگر نقش پوآرو ،دیوید سوشی بعد از 25 سال ایفای نقش به عنوان یک کارآگاه دوست داشتنی ،

از نقش خود  خداحافظی کرد.


در این پست ویدیو های مربوط به خداحافظی دیوید سوشه از نقش به یاد ماندنی اش را که زحمت تهیه ان ها را مهرناز کشیدند و براتون میزارم.

1392/8/28







:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , دانلود سریال پوآرو , دیوید سوشی , مصاحبه , ویدیو , مطالب خواندنی آگاتا ,
شنبه 1393/01/9 ساعت 22:39 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
پنجشنبه 1392/12/29 ساعت 15:46 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
دانلود  کتاب از آگاتا کریستی :







عدالت در آسمان 
سری کتاب های پوآرو 









قتل در کارئیب سری داستان های خانم مارپل









پوآرو در هانتر بری :

دانلود کتاب,Poirot in Hantrbry









قتل در آسمان سری داستان های پوآرو :




مرگ به سبک پوآرو(پرده)قسمت آخر :

مرگ به سبک پوارو,دانلود کتاب



پرده:

پرده,آگاتاکریستی


اتا کریستی چون نمی خواست مثل آرتور کانن دویل به خاطر کشتن شرلوک هلمز مورد مواخذه طرفدارانش قرار بگیره , یه کار هوشمندانه کرد , در اوج کاریش دو تا کتاب نوشت ,”جنایت خفته ” و “‘پرده” که هر دو کتاب مربوط به پایان و مرگ شخصیتهای خلق شده توسط آگاتا بودند یعنی کاراکترهای مارپل و پووارو , اما آگاتا کتابها رو سالیان سال چاپ نکرد تا چند ماه قبل از مرگش , به این شکل مرگ خودش و کارآگاه های دوست داشتنیش همزمان شد .




:: مرتبط با: دانلود کتاب , مطالب خواندنی آگاتا ,
جمعه 1392/12/23 ساعت 23:48 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
همین طور که در جریان هستید مستند معمای آگاتا کریستی با دیوید سوشی قرار هست در تاریخ 29 اسفند 92 پخش شود اگر در سایت قرار بدهند حتما برای دانلود عموم قرار میدهم.



الیته لازم به ذکر هست که  مستند های دیوید سوشی دو سال پیش در همین وبلاگ به صورت 4 قسمتی گذاشته شد ولی چون کسی استقبال نکرد متوقف شد.





شنبه 1392/12/17 ساعت 15:50 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

پوآرو - چهار قدرت بزرگ








:: مرتبط با: عکس ,
شنبه 1392/12/10 ساعت 22:24 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )



پوآرو - فیل ها به یاد می آورند: (قسمت اول فصل آخر)





عکس ها در ادامه ی مطلب.


ادامه مطلب
:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , عکس ,
جمعه 1392/12/9 ساعت 00:38 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
توجه توجه :
دوستان این لینک ها مستقیم هستن و دقیق نمیدونم تا کی برای دانلود وجود دارند !

اگر قصد دانلود دارید لطفا هر چه زودتر اقدام کنید چون ممکن هست که در این چند روز آینده همگی از بین بروند.



دوبله شده در شبکه ی م ن و ت و 

تراژی در سه پرده :



قتل در قطار سریع السیر:


مهمانی هالوین:


ساعت ها :


ملاقات با مرگ:


دختر سوم:


گربه ای میان کبوتران:


قتل خانم مک گینتی:




یکشنبه 1392/11/27 ساعت 18:28 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

بازتابی ملموس از دلواپسی‌های روزمره

سریال تلوزیونی پوآروسینماپرس-گروه نقد/مهدی شایگان

 با تشکر از مهرانه برای ارسال مطلب


زندگی و مرگ پوآرو

 

هرکول پوآرو مخلوق محبوب آگاتا کریستی است و آفرینش وی وقتی انجام شد که این نویسنده انگلیسی تحت تاثیر کنان دویل و مخلوق وی شرلوک هولمز، شخصیتی کاملا متضاد با هولمز پدید آورد. هولمز ورزشکار، قدبلند، اشرافزاده، منزوی، به شدت  نامنظم، بی تفاوت به تغذیه و اجتماع گریز است در حالی که پوآرو قدکوتاه، ورزش گریز، یک آدم از طبقه متوسط اجتماع (پلیس بازنشسته)، اجتماعی، مردم دوست، به شدت منظم و پابند تغذیه مخصوص به خود است. تنها ویژگی این دو هوش به شدت بالای آنها در درک و تحلیل معماهای جنایی است که کریستی برای آن نامی ماندگار یعنی«سلولهای خاکستری مغز» ابداع می کند. البته یک ویژگی دیگری که هر دوی این کاراکترها دارند تفاوت آنها با کاراگاهان خصوصی اهل عمل یا صندلی راحتی است به طوری که گاه این و گاهی آن یکی هستند.

 

سریال تلویزیونی پوآور

 

پوآرو برای اولین بار در داستان«ماجرای مرموز استایلز» پا به دنیای کاغذی گذاشت و بعد از آن در بیش از 80 داستان بلند و چند مجموعه داستان حضور پیدا کرد. نکته جالب توجه مرگ این مخلوق ادبی است که در رمان «پرده» اتفاق می افتد و دوستداران وی را شوکزده کرد. در هر دوی این داستانها هاستینگز به عنوان دوست و راوی وی حضور دارد و شخصیت گرته برداری شده دکتر واتسون در داستانهای هولمز است. البته جدا از معدود داستانهایی چون «مرگ راجر اکروید»، «قتل در بین النهرین»، «قتل روی نیل» و «خانه کج» هاستینگز به تقریب در همه داستانهای بلند وی حضور دارد.

 

با همه اینها شخصیت تا حدودی کمیک پوآرو که البته نقاب وی برای حصول زودتر به نتیجه نیز به شمار می رود - چرا که مجرمان وی را خیلی جدی نمی گیرند- باعث می شود که جدیت و تاثیرگزاری کمتری نسبت به همتای جهانی خود داشته باشد.

 

کریستی در قاب شیشه ای

 

برخی از داستانهای کریستی نظیر شاهدی برای تعقیب خیلی زود به سینما راه پیدا کردند، تعدادی از آنها نیز نظیر قتل در سریع السیر شرق موفقیت جهانی پیدا کردند و بعضی هم مثل «و سپس هیچکس نبود» توسط چند کارگردان مختلف با پایان های متفاوت مورد استقبال قرار گرفتند اما حقیقت این است که داستانهایی که پوآرو در آنها حضور دارد ماندگارتر از بقیه آثار کریستی هستند.

 

سریال تلویزیونی پوآور

 

کریستی در کنار پوآرو به خلق شخصیتهای دیگری پرداخت که مشهورترین آنها جین مارپل و زن و شوهری به نام نامی وتوپنس برسفورد هستند. جسدی در کتابخانه مشهورترین داستان مارپل و ان یا ام معروفترین داستان برسفوردهاست که در سینما و تلویزیون تولید شده ان اما با وجود داشتن مخاطب هرگز موفقیت پوآرو را به دست نیاوردند.

 

مرگ راجر اکروید، ماجرای مرموز استایلز، یک دو سگک کفشم را ببند، قتل در بین النهرین، سرو غمگین، قتل در سریع السیر شرق، الفبای جنایت، قتل روی رود نیل و جنایت در خانه آخر از بهترین های کریستی در سری پوآرو هستند.

 

سریال تلویزیونی پوآور

 

یکی از ویژگیهای داستانهای کریستی اخلاقگرایی و توجه به تقدیس نهاد خانواده است و کسی که به این موارد توجه نکند قربانی داستانهای وی به شمار می رود حال اینکه گناهکار باشد یا نه. وی که در اولین زندگی مشترک خود با کلنل آرچیبالد کریستی تلخی های زیادی را تحمل کرده بود پس از جدایی با سر ماکس مالووان باستانشناس ازدواج کرد و پس از آن خانواده را بهترین محل دنیا تجربه کرد برای همین ارزشهای خانوادگی و توجه به آن از موارد مورد نظر وی در داستانهایش است. کریستی در طول عمر خود سه بار به ایران سفر کرد و ماحصل آن را در داستان کوتاهی به نام «خانه ای در شیراز» می توان مشاهده کرد.

 

ویژگیهای بصری

 

سریال پوآرو دارای ویژگیهای خاصی است که با وجود پخش مکرر از تلویزیون مردم هنوز برای تماشای آن وقت صرف می کنند و لذت می برند. جدا از جذابیتهای شخصیت پوآرو داستانهای کریستی فقط معمای صرف نیستند چرا که اگراینطور بود با یکبار تماشا جذابت خود را از دست می دادند. داستانهای این نویسنده انگلیسی گیش از آن که معماگونه باشند برشی از زندگی روزمره انسانها هستند با تمام علایق و ترسها و دلواپسی های ملموس انسانی که با قلم کریستی به جنایت و معما پیوند می خورند و جذابیت بیرونی پیدا می کنند.

 

سریال تلوزیونی پوآرو

 

در واقع تصاویر سینمایی یا تلویزیونی بازتاب دوگانه ای از مفاهیم ابجکتیو و سابجکتیو را توامان دارند و این موضوع به نگاه موشکافانه نویسنده اش نسبت به زندگی بازمی گردد. برای همین پوآرو به مثابه نه فقط یک سریال جنایی که بازتابی ملموس از زندگی روزمره هنوز جذاب است.




:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی جنایی , دیوید سوشی ,
پنجشنبه 1392/11/24 ساعت 21:30 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )


دوستان بازدید کننده ی عزیز بعد از آپلود قسمت سرو غمگین یک جست و جویی در اینترنت انجام دادم و به یک سایتی رسیدم که همه قسمت های فارسی زبان پوآرو را برای دانلود از چند سرور مختلف قرار دادن .




دانلود قسمت سرو غمگین 




:: مرتبط با: دانلود سریال پوآرو ,
یکشنبه 1392/11/20 ساعت 15:09 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
خصوصیات ظاهری پوآرو


خصوصیات ظاهری پوارو اولین بار در رمان ماجرای اسرار آمیز استایلز از زبان سروان هستینگز شنیده شد:

"پوارو مردی کوچک اندام بود،قدش به یک متر و شصت و پنج سانت هم نمیرسید ،ولی وقار خاصی داشت.سرش دقیقا به شکل تخم مرغ بود و همیشه آن را به یک طرف خم میکرد.سبیل کلفت و بسیار مرتبی داشت.به تمیزی و آراستگی اهمیت بسیار میداد.به نظر من ازگرد و خاک بیش از گلوله میترسید و تحمل کثیفی برایش دشوارتر از زخم گلوله بود."
پوارو علاوه بر اینکه با دقت و وسواس زیاد به سر و وضع خود میرسید،عادت داشت همیشه کفش ورنی بپوشد،و حتی در نواحی روستایی که پوشیدن چنین کفشهایی اصلا مناسب نیست،باز هم کفش ورنی به پا داشت.
وقتی پوارو مجبور بود مسافتی طولانی را پیاده بپیماید این کفشها باعث آزار او میشد.لباسهای پوآرو بسیار شیک ولی از مد افتاده بود همیشه کت شلوار راه راه و خوش دوختی به تن داشت و البته هرگزاز پوشیدن جلیقه دست نمیکشید.یک ساعت جیبی بزرگ که از خانواده اش به ارث برده بود هم همیشه همراهش بود.از آنجا که اصلا ورزش نمیکرد و روشهای کاراگاهی اش نیز مستلزم فعالیت جسمی نبود،تناسب اندامش را از دست داده بود.ظاهرا پوارو میخواست همه انرژی اش را به سلول های خاکستری اش اختصاص دهد.
پوارو از ظاهر خود بسیار راضی هم بود و اگر کسی به خاطر ظاهرش او را مسخره میکرد،لبخندی میزد و میگفت :"این چیز هادر زمستانهای طولانی از کار افتادگی بسیار مفید خواهد بود."
در رمان "گربه ای در میان کبوتر ها" پوارو خودش را آماده کرده بود که با هر کسی که بخواهد علیه"خارجی ای با کفش های ورنی نوک تیز و سبیلهای کلفت" حرف بزند مقابله کند.
بله هرکول پوآرو هرکول پوآرو بود و همه میبایست او را همان طور که هست یعنی با همه عظمت و شکوهش بپذیرند.

منبع:ماجرای اسرار آمیز استایلز(انتشارات هرمس)

با تشکر از MK برای ارسال متن.




:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی جنایی , مطالب مربوط به کتاب ,
چهارشنبه 1392/10/25 ساعت 12:14 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

هرکول پوآرو زنده می‌شود



 شخصیت محبوب هرکول پوآرو با رمانی جدید به عرصه ادبیات باز می‌گردد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خانواده آگاتا کریستی موافقت کرده‌اند، نویسنده‌ای دیگر در داستانی جدید شخصیت هرکول پوآرو را زنده کند. این در حالی است که 39 سال می‌شود هرکول پوآرو در هیچ داستانی حضور نداشته است. آگاتا کریستی 38 سال پیش درگذشت.

این کتاب همچنین اولین اثری است که یکی از شخصیت‌های کریستی را پس از مرگ این نویسنده احیا می‌کند. قرار است این رمان را سوفی هانا نویسنده مطرح داستان‌های جنایی بنویسد و وعده داده شده داستان مملو از «سرنخ‌های شیطانی گمراه‌کننده» باشد که در داستان‌های کریستی به وفور دیده می‌شد.

خانواده کریستی تاکنون هیچ پیشنهادی برای ادامه داستان‌های آگاتا کریستی را قبول نکرده بودند، اما وقتی سوفی هانا با خط داستانی کامل و بدون نقص سراغ آن‌ها رفت، پیشنهادش را قبول کردند.

این کتاب جدید که فعلا نامی ندارد، سی و چهارمین کتابی است که کاملا به ماجراهای پوآرو می‌پردازد. قرار است این رمان سپتامبر سال آینده منتشر شود.

متیو ریچارد، نوه کریستی گفته برای خواندن این کتاب جدید «روزشماری» می‌کند و هانا نیز گفته از اینکه به من «اعتماد  کردند کاری مهم انجام دهم» خوشحال است.

این نویسنده افزود: «آشکار است که این کار کمی ترسناک است، و احتمالا برخی هم دلخور باشند. اما من خیلی هیجان‌زده هستم و تمام سعی و تلاشم را می‌کنم تا آگاتا کریستی و پوآرو را خجالت‌زده نکنم.»

او درباره طرح داستان که در 100 صفحه نوشته شده و به خانواده کریستی نشان داده شده گفت: «خط داستانی رمانم پرپیچ‌وخم و سرشار از سرنخ‌های گمراه‌کننده است، همان چیزهایی که طرفداران رمان‌های کریستی با آن آشنا هستند.»

ریچارد که رئیس «آگاتا کریستی با مسئولیت محدود» است اشاره کرد ابراز امیدواری کرد کتاب‌خوانان با خواندن این رمان به خواندن دیگر رمان‌های پوآرو علاقه‌مند و بدین ترتیب نسل جدیدی از کتاب‌خوانان با پوآرو آشنا شوند.

هرکول پوآرو اولین بار حدود 90 سال پیش و در سال 1920 در رمانی از کریستی ظاهر شد. این رمان «ماجرای اسرارآمیز در استایلز» نام دارد. پوآرو جدا از رمان‌ها در یک نمایشنامه به نام «قهوه تلخ» و بیش از 50 داستان کوتاه کریستی نیز حضور داشته است.

پوآرو شخصیتی کاملا خیالی و اهل بلژیک است. نام این شخصیت برگرفته از نام دو شخصیت ادبی است: هرکول پوپو مخلوق ماری بلوک لوندز و موسیو پوآرو مخلوق فرانک هاول ایوانز. موسیو پوآرو افسر پلیس بازنشسته بلژیکی ساکن لندن بود که شباهت بسیاری به پوآروی کریستی داشت.

کریستی در زندگینامه‌اش گفته بود در نوشتن داستان‌های پوآرو تحت تاثیر سر آرتور کانن دویل بوده که او نیز تحت تاثیر ادگار آلن پو بوده است. پوآرو در سال 1926 با رمان «قتل راجر آکروید» به شهرت رسید. «قتل در قطار سریع‌السیر شرق»، «The ABC Murders»، «ورق‌ها روی میز» و «مرگ در نیل» معروف‌ترین رمان‌های کریستی با محوریت شخصیت پوآرو هستند.

هانا که کتاب‌هایش در 24 کشور دنیا منتشر شده‌اند، گفت: «آگاتا کریستی نویسنده‌ای بود که باعث شد من در 13 سالگی عاشق داستان‌های اسرارآمیز بشوم. در طول یک سال تمام کتاب‌هایش را خریدم و خواندم و از همان موقعی یک از طرفداران پروپاقرصش بوده‌ام.»

او افزود: «این هرکول پوآرو و خانم مارپل بودند که باعث شدند من به نوشتن داستان‌های اسرارآمیز روی بیاورم، و این طرح‌های داستانی درخشان و شناخت عمیق کریستی از روان بشر بود که هویت من را به عنوان یک نویسنده جنایی شکل داد.»

«افتخار بزرگی نصیبم شده و هنوز باورم نمی‌شود که قرار است این رمان را بنویسم. تمام تلاشم را می‌کنم که برای مدتی طولانی و در چند فصل متوالی هرکول پوآرو را درگیر داستانی اسرارآمیز کنم.»

آگاتا کریستی متولد 1890 در دون بود. او 80 رمان و مجموعه داستان جنایی، دو زندگینامه و هشت رمان با نام مستعار مری وست‌ماکت نوشته است. آخرین رمانی که پوآرو در آن حضور داشت «پرده» نام دارد که در دهه 1940 نوشته شده اما در تا سال 1975 منتشر نشد. معروف‌ترین نمایشنامه کریستی «تله موش» است که از سال 1952 تا کنون روی صحنه است و اجرای آن متوقف نشده. کریستی در سال 1976 درگذشت.

بیش از دو میلیارد نسخه از آثار او در سراسر دنیا به فروش رفته‌اند و بارها و بارها اقتباس‌های سینمایی، تلویزیونی و نمایشی آنها ساخته شده است.

جدا از داستان‌های کریستی، بسیاری هرکول پوآرو را از سریال «پوآرو» با بازی دیوید سوشی (در ایران با تلفظ ساچت) به خاطر می‌آورند.

پوآرو تنها شخصیتی نیست که پس از مرگ نویسنده‌اش دوباره به عرصه ادبیات بازگشته است. جیمز باند (مخلوق یان فلمینگ)، شرلوک هلمز (مخلوق سر آرتور کانن دویل) و دراکولا (مخلوق برام استوکر) همگی در سال‌های اخیر در داستان‌هایی جدید حضور پیدا کرده‌اند.

جدیدترین رمان جیمز باند نوشته ویلیام بوید، با عنوان «تنها» اواخر همین ماه منتشر می‌شود.


با تشکر از مهرانه برای معرفی مطلب


منبع: خبر آنلاین




:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی جنایی , مطالب مربوط به کتاب ,
پنجشنبه 1392/08/30 ساعت 23:35 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
«عطاالله کاملی» دوبلوری بود که بیش از نیم قرن در صداپیشگی و مدیر دوبلاژی فعالیت کرد; او را جزو حرفه ای های دوبله ایران می شمارند که هم به فارسی و هم چند زبان دیگر تسلط داشت و برای ادا کردن واژگان انگلیسی و فرانسه و سینک دیالوگ های فیلم، وسواس زیادی به خرج می داد; کاملی شاگردانی را سینه به سینه آموزش داد که امروز از نام آشناهای دوبله  ایران هستند. 
کاملی از سال 1335 فعالیت خود را به طور حرفه ای در عرصه دوبله آغاز کرده است، این پیشکسوت دوبله در حالی که تازه از شکستگی پا رها شده بود با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران از «آغاز فعالیت خود در دوبله»، «گویندگی در رادیو»، «ایجاد تحول در گویندگی آنونس و شرایط گذشته و حال دوبله» صحبت کرد و در حالی که سمعکی در گوش و عصایی در داشت، در جریان مصاحبه، برخی از دیالوگ های فیلم هایی را که در آن ها گویندگی یا دوبله کرده بود، با علاقه و تبحر با همان لحن دوبله بیان می کرد و شاید تیتراژ سریال «اسکیپی» با ادای کلمات کاملی «اس کیپی!» هنوز در خاطره ها باقی باشد. 
... آن روز غافل بودیم که اجل این هنرمند 79 ساله را پیش از ارسال این مصاحبه به دیار باقی خواهد برد; و امروز گفت وگوی این هنرمند دوبله با ایسنا در شرایطی منتشر می شود که یک هفته از خاکسپاری او گذشته است و امید است یادش با کلامش زنده شود. 
این پیشکسوت دوبله در گفت وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، درباره  چگونگی ورود خود به عرصه  دوبله اظهار کرد: روزی من برای دیدن یکی از اقوام خود به استودیوی تازه تاسیس «سانترال» رفته بودم. در قسمت دیگری از استودیو چند کارگردان نشسته بودند زمانی که صدایم را شنیدند، از من خواستند چند کلمه پشت میکروفن صحبت کنم. این درحالی بود که چند بازیگر تئاتر برای تست صدا آمده بودند. 
وی افزود: زمانی که پشت میکروفن قرار گرفتم، مرحوم سیامک یاسمی برگه ای به من داد که روی آن نوشته بود; «تستورویس! اتومبیل رو روشن کن. من الا ن می آیم!» پس از گفتن این جمله، مسوولان فیلم خطاب به کسانی که برای تست صدا آمده بودند، گفتند «آقایان متشکرم، گوینده یمان را انتخاب کردیم.» 
وی افزود: بدین  ترتیب وارد حرفه  دوبله شدم. محمدعلی زرندی و علی کسمایی در آن زمان در حرفه  دوبله بودند که کسمایی استاد ما بود و سیاوش یاسمی دوبلورها را اداره می کرد. به تدریج احساس کردم که علاقه  چندانی به گویندگی ندارم. بنابراین گفتم که مدیر دوبلاژی را بیشتر دوست دارم و در حقیقت خوب می نگارم که سیف الدین کامرانی به سرعت با این خواسته  من موافقت کرد. بدین ترتیب پس از حدود سه ماه از ورود به عرصه  دوبله، مدیر دوبلاژ شدم. 
وی با اشاره به تحصیلات خود و همچنین ورود به صدا اظهار کرد: پس از اتمام تحصیل در مدرسه  رازی و آموختن زبان فرانسه در آن جا و گرفتن دیپلم پنجم، برای ادامه  تحصیل در رشته  ادبی به دارالفنون رفتم. از زمانی که به مدرسه  دارالفنون می رفتم به شعرخوانی (دکلماسیون) علاقه داشتم. در سال 30 و همزمان با گرفتن مدرک ششم متوسطه به من پیشنهاد کار در رادیو داده شد و به من گفتند که نیرو هوایی مرا برای کار در رادیو قبول می کند. 
کاملی اضافه کرد: در رادیو خانم عاطفی و اسدالله پیمان فعال بودند. آن موقع نمی دانستم پخش مستقیم و تولیدی برنامه یعنی چه؟ آن جا متنی را به من دادند و من خواندم «برای تو گلدانی از شوق به ارمغان آورده ام... .» پس از خواندن چند خط از این نوشته، دیدم که با دقت دارند به نحوه  کار من نگاه می کنند. پس از تمام شدن متن هم از کارم تعریف کردند. بدین ترتیب و با توجه به علاقه  بسیار من به گویندگی ،این کار را آغاز کردم. 
کاملی در پاسخ به این پرسش ایسنا که چه زمانی متوجه زیبا بودن صدای خود شدید خاطرنشان کرد: به گویندگی در رادیو علاقه  زیادی داشتم، البته نمی دانستم صدای خوبی دارم. حاجی حالتی در سال42 به من گفت« به رادیو بروم» و اصرار داشت که کار خود را در این رسانه ادامه دهم. در رادیو درکلاس فن بیان نام نویسی کردم و عملکردم مورد استقبال قرار گرفت و دیپلم به من و هم دوره ای هایم دادند. 
وی افزود: در رادیو مورد توجه قرار گرفتم، اما کار وقت زیادی از من می گرفت و با توجه به آن که مدیر دوبلاژ مشهوری بودم و کارهای مختلفی به من ارجاع می شود، فهمیدم که درحال ضررکردن هستم و رادیو جلوی پیشرفت مرا گرفته است. بنابراین در سال 44 استعفا دادم چراکه در رادیو ماهی 700 تومان اما برای دوبله  هر فیلم، 1200 تومان پرداخت می شد. کاملی درباره  گویندگی آنونس اظهار کرد: پس از مدتی که به دوبلاژ وارد شدم، دیدم که همکارانم آنونس می گویند. آن موقع در آنونس ها می گفتند« این فیلم را ببینید، چه قدر خوب است!» زمانی که یک فیلم برای گفتن آنونس  به من دادند، برای آن دیالوگی به این مضمون نوشتم «ارزش ها برای پول با بازیگری » و آن را اجرا کردم .بدین ترتیب گویندگی آنونس مدرن را در ایران به وجود آوردم. اما پس از مدتی مشغله ام به قدری زیاد شد که وقت آنونس گویی نداشتم و پس از من ابوالحسن تهامی به گفتن آنونس پرداخت. 
وی درباره  هم دوره های خود در عرصه  دوبله گفت: در زمان ورود من، بیشتر هنرپیشه های تئاتر در دوبله مشغول بودند، چون تئاتر تنها جایی بود که صدای خود هنرپیشه ها پخش می شد و در آن افرادی چون ژاله علو و نصرت الله محتشم فعال بودند . «فاتح» نخستین فیلم بزرگی بود که به ایران آمد و محتشم آن را دوبله کرد. او گویندگی به جای نقش اصلی فیلم را که هنرپیشه بزرگ مکزیکی به نام پدرو «آدمونداریوس» آن را بازی می کرد را به من داد. البته در دوبله بیشتر با کسانی کار می کردم که قادر به انجام وظایف خود بودند نه این که با گروه خامی کار کنم. این پیشکسوت دوبله افزود: در آن زمان ژاله کاظمی، خانم کسمایی، ایران بزرگمهر، فهیمه راستکار، نجمیه و شوقی و تاجی احمدی همکار در دوبله بودند و در کل تعداد افرادی که کار دوبله می کردند، زیاد نبود. 
این پیشکسوت دوبله در پاسخ به این پرسش خبرنگار ایسنا که صدای کدام یک از هم دوره ای هایتان برای شما جذاب تر بوده است، گفت: ایرج (ناظریان)، بهترین صدا را داشت. نجمه فروغی و سیمین سرکوب صدای بسیار خوبی داشتند. رفعت هاشم پور و ایران بزرگمهر هم گویندگان خوبی بوده اند. 
این پیشکسوت دوبله درباره  زمان افزایش تقاضا برای دوبله  فیلم ها گفت: فیلم های دوبله شده به تدریج مورد استقبال قرار گرفت. فردی از من خواست که بلیت هایی از فیلم «دو هفته در شهر بیگانه» برای او تهیه کنم. زمانی که برای این کار به سینما مولن روژ رفتم، دیدم که جمعیت زیادی پشت در جمع شده اند و به نوعی سینما محاصره شده است. 
وی اضافه کرد: به تدریج فیلم ، دوبله و دوبلور زیاد شد. پس از مدتی فعالیتم را در عرصه  دوبله کاهش دادم و تنها در موارد خاصی گویندگی می کردم. 
وی درباره  زمان آغاز همکاری خود با تلویزیون اظهار کرد: زمانی که مشهور شدم، مرا برای دوبله ی برنامه های تلویزیونی دعوت کردند. پیش از انقلاب هم فیلم و سریال مختلفی برای دوبله می آمدند که تقسیم می شد. از جمله آثاری که من دوبله کردم سریال «اسکیپی» بود. البته برای دوبله «سریال پوآرو» در سال 76 دیپلم افتخار و تندیس زرین جشنواره  زیباکنار را دریافت کردم. کاملی در زمینه  دوبله  سریال «پوآرو» گفت: من گوینده  نقش «پوآرو» را سه بار عوض کردم و زمانی که اکبر(منانی) به جای پوآرو صحبت کرد، فهمیدم که او همان گوینده مورد نظرمن است. 
وی افزود: روی این سریال هم مانند سایرکارهایم،حساسیت زیادی روی کار داشتم و تلاش می کردم واژه ها درست ادا شود. به عنوان نمونه زبان اصلی شخصیت  پوآرو فرانسوی بود و از واژه  «مامازل» برای صدا کردن خانم ها استفاده می کرد و نه «مادموازل». 
وی درباره دوبله فیلم «اسپارتاکوس» اظهار کرد: به علت گفتن چند نقش چشم گیر، محمدعلی زرندی - مدیر دوبلاژ «اسپارتاکوس»-به من زنگ زد و گفت «فیلمی برایت می گذارم تا آن را تماشا کنی. به جای هر کدام از نقش ها که دوست داشتی، صحبت کن.» پس از دیدن فیلم، از نقش «کرک داگلاس» خوشم آمد و تصمیم گرفتم که به جای او گویندگی کنم. 
از این پس به جز یک فیلم، من به جای داگلاس صحبت کردم که از میان آنان به «وقت ملاقات بیگانه ایم» و «دوهفته در شهر بیگانه» می توانم اشاره کنم. البته «اسپارتاکوس»و«جدال در اوکی کرال»از جمله بهترین فیلم های این بازیگربود که در آن صداپیشگی کردم. 
کاملی با اشاره به دوبله  فیلم «لورنس عربستان» اظهار کرد: این فیلم بسیار قشنگ بود. نصرالله محتشم و منوچهر اسماعیلی از جمله  گویندگانی بودند که برای این فیلم انتخاب کردم و علی رغم این که خودم توانایی گویندگی  در «لورنس عربستان» را داشتم، تنها یک جمله گفتم. در کل دوبله  «لورنس عربستان» مورد توجه افراد زیادی قرار گرفت. این پیشکسوت دوبله در ادامه به این پرسش ایسنا که آیا در یک فیلم به جایی چند نقش هم صحبت کرده اید، پاسخ منفی داد. وی درباره  نقش هایی که علی رغم علاقه به آن ها، امکان صحبت به جای آن ها را نداشته است، تصریح کرد: این اتفاق برایم رخ نداده است. من آن قدر فیلم های خوب دوبله و در آن ها گویندگی کرده ام که علاقه به صداپیشگی به جای نقش خاصی را ندارم. وی درباره  موضوعات سفارش داده شده برای دوبله گفت: در گذشته دوبله مثل الا ن نبود، چون صاحبان سینماها برای نمایش فیلم در سینماها فعالیت و سعی می کردند که بهترین فیلم ها را بخرند. 
این پیشکسوت دوبله در زمینه  تفاوت فیلم های خریداری شده برای نمایش در سینما و تلویزیون در گذشته اظهار کرد: فیلم های تلویزیون با سینما تفاوت هایی داشت. فیلم های سینما از شاهکارهای سینما انتخاب می شد ولی تلویزیون هرگونه فیلمی را می خرید و پخش می کرد. در ادامه  حضور شادروان کاملی در اتاق یادمان اسماعیل عمرانی خبرگزاری دانشجویان ایران، وی درباره  فیلم های محبوب تلویزیون در گذشته گفت: حدود سال 55، سریال «تسخیرناپذیران» برای پخش از تلویزیون خریداری شد که در زمان پخش بسیار محبوب شد.شادروان مانی مدیر دوبلاژ آن بود و مرا برای گویندگی به جای نقش اول (الیوتنس) انتخاب کرد. 
وی به این پرسش که آیا تا به حال تفاوتی در دوبله  فیلم برای سینما و تلویزیون قایل شده اید پاسخ منفی داد واظهار کرد: همیشه تلاش کرده ام که حال و هوای فیلم چه برای تلویزیون و چه برای سینما، در دوبله رعایت شود. 
این پیشکسوت دوبله درباره  تلاش برای بامزه تر کردن فیلم  های تلویزیون هنگام دوبله  آن تصریح کرد: چه برای تلویزیون و سینما، مدیر دوبلا امکان انجام این کار را داشت. در ادامه این نشست کاملی درباره فعالیت های خود پس از پیروزی انقلاب صحبت کرد و گفت: در زمان پیروزی انقلاب اسلامی، با تلویزیون همکاری می کردم. همچنین اوایل انقلاب، فیلمی را برای دوبله به من دادند که آن را به نام « جهنم اینجاست» دوبله کردیم. این فیلم درباره  کشتارمردم ویتنام بود که در سینما اکران شد. کاملی« پل پیروزی» را یکی از فیلم هایی ذکر کرد که آن را پس از پیروزی انقلاب اسلامی دوبله کرده است و گفت: این فیلم درباره  خرمشهر بود که آن را به زبان انگلیسی دوبله کردم. در «پل پیروزی» پنج گوینده صداپیشگی می کردند. 
این پیشکسوت دوبله در پاسخ به این پرسش ایسنا، که تکنیک دوبله پس از پیروزی انقلاب اسلامی چقدر تغییر کرده است، اظهار کرد: پیش از انقلاب، سینماها برای به دست آوردن پول، فیلم هایی را می خریدند و حتی به تلویزیون می دادند. ولی پس از انقلاب فیلم، وارد کشور نمی شد و تلویزیون آثاری را از خارج از سازمان می خرید. 
وی درباره  زمان صرف شده برای دوبله  فیلم گفت: این مدت به زمان فیلم، میزان مشکل بودن و نیاز به صرف انرژی روی آن بستگی دارد .یادم می آید فیلمی را دوبله می کردم که سه روز وقت باید صرف آن می شد. یکی از گویندگان که جای جری لوییس صحبت می کرد، از استودیو بیرون رفت و در زمان مقرر بازنگشت و ما همین طور منتظر او بودیم. در آن زمان حسن قنبری از من خواسته بود که به او هم کار بدهم. به او گفتم به جای جری لوییس حرف بزن و او چنین کرد.کیفیت کار قنبری آنقدر خوب بود که در فیلم های بعدی هم او به جای جری لوییس صحبت کرد. 
وی در زمینه  تفاوت دوبله  گذشته با حال اظهار کرد:در زمان ورود ما به دوبله هم کارهای درست و غلط در کنار هم وجود داشت و برخی پارتی بازی می کردند. 
این پیشکسوت دوبله افزود: اکنون در فیلم ها فرهنگ فارسی رعایت نمی شود. به عنوان نمونه در حالی که در ایران با پدر و مادربا احترام برخورد می شود اما در دوبله  برخی فیلم ها این نکات رعایت نمی شود و فرزند به پدر می گوید: «بابا تا الان کجا بودی؟واقعا که خجالت داره.» وی با اشاره به ضرورت اجتناب از به کار بردن واژگان خارجی در دوبله  فیلم های کنونی اظهار کرد: در برخی فیلم ها گفته می شود: «چک کردی» در صورتی که به جای آن می توان گفت«بررسی کردی» این در حالیست که قبلا به این نکات بیشتر توجه می شد. 
وی همچنین درباره  دوبله کنونی گفت: هیچ اظهارنظری نمی توان کرد. اکنون هم فیلم های شاخص دوبله می شود. اما عوامل دوبله به این کار به عنوان حرفه ای برای گذران زندگی نگاه می کنند. 
کاملی با مقایسه فیلم های خریداری شده در گذشته و حال گفت: «اسپارتاکوس» نخستین فیلمی بود که از کرک داگلاس، حدود 40 سال قبل به ایران آمد و به جای او صحبت کردم. از آن پس من به جای این هنرپیشه در فیلم های دیگر گویندگی کردم. اما اکنون نه فیلم هایی به کیفیت آثاری همانند «اسپارتاکوس» هست و نه میزان فعالیت به اندازه  گذشته است. آن موقع شاهکارهای سینمایی دنیا خریده و دوبله می شد، ولی اکنون فیلم های اسکاری به ایران نمی آیند. 
کاملی درباره عوض کردن قصه هنگام دوبله گفت: وقتی مقداری از یک قصه عوض می شود، برای تضاد پیدا نکردن آن با سایر اتفاقات، بقیه داستان فیلم را هم باید هماهنگ کرد. اما من این کار را تا کنون نکرده ام. 
وی درباره  تفاوت ترجمه  فیلم ها در گذشته و حال اظهار کرد: اکنون ترجمه وضعیت متوسطی دارد. مترجمان تسلط کافی روی زبان ندارند و فیلم ها را تحت اللفظی ترجمه می کنند. اما در گذشته مترجمان تسلط زیادی به زبان خود داشتند. این پیشکسوت دوبله درباره  قابلیت گویندگان 10 سال اخیر برای تبدیل شدن به صداهای خاص اظهار کرد: بعضی از آن ها این قابلیت را دارند. در ادامه  این نشست ایسنا، کاملی اظهار کرد: برخی اشخاص توانایی تقلید صدا را دارند. دوبلاژ یعنی تقلید حرکات و فیزیک هنرپیشه. او را باید دید و صدای خود را در قالب آن درآورد. بنابراین تقریبا می توان گفت که دوبلور یک بازیگر (آکتور) است و صداپیشه محسوب می شود. این پیشکسوت دوبله درباره  اعتراض مدیران دوبلاژ نسبت به سرپرست گفتارشدن برخی دوبلورها اظهار کرد: در دوبله تنظیم کلام صورت می گیرد یعنی دیالوگ های فرنگی  به فارسی تنظیم می شود، بنابراین باید در این کار به ضرورت رعایت زبان و فرهنگ توجه کرد. از واژگان خارجی نباید استفاده کرده و دوبله  خوب این گونه شکل می گیرد. با توجه به این که مدیر دوبلاژی به کاری معمولی تبدیل شده است کسی نیست که کیفیت آثار دوبله شده را ارزیابی کند .در این شرایط فیلم ها و سریال ها مدام دوبله و پخش می شود. 
این پیشکسوت دوبله درباره  انجمن جدید گویندگان جوان  تهران گفت: آن ها در کار خود پیشرفت  کرده اند و الا ن هم مشغول کار هستند. البته اطلاع زیادی درباره  آنان ندارم. 
وی در زمینه  نقش پیشکسوتان در حفظ وحدت در دوبله اظهار کرد: ما نمی توانیم کاری کنیم چون هرکس به با توجه پست و مقام خود می تواند عمل کند بنابراین اعضای انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم در این زمینه می توانند اقدام کنند. 
این پیشکسوت دوبله درباره  کارایی شیوه  سنتی آموزش دوبله به خبرنگاران ایسنا گفت: اطلاع  کافی در این زمینه ندارم. حدود چهارسال پیش تلویزیون برای علاقه مندان به دوبله کلاس هایی را برگزار کرد و چندین بار از من خواستند که برای آن ها تدریس کنم. 
کاملی در پایان از متنی که به همراه خسروشاهی برای عباس کیارستمی کار کرده به عنوان آخرین فعالیت هایش نام برد.

منبع: مردم سالاری 



:: مرتبط با: مصاحبه , دیوید سوشی , مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی پوآرو ,
چهارشنبه 1392/08/29 ساعت 17:27 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )


با تشکر از مهرانه 92 برای ارسال مطلب.


خداحافظی ساچت، مرگ پوآرو و شرلوک هولمزی که سر و ته شد!


هرکول پوآرو؛ مشهورترین کاراکتر آگاتا کریستی است که دیوید ساچت نماینده بیرونی آن در سینما و تلویزیون جهان است. وداع ساچت با بازی در نقش این شخصیت کریستی که کاراکترهای دیگری چون میس مارپل و تامی و توپنس برسفورد را دارد بهانه ای شد تا نگاهی متفاوت به این شخصیت داشته باشیم و ناگفته هایی خواندنی را ارائه کنیم.


سینماپرس- عباس کریمی عباسی/ وداع دیوید ساچت با پوآرو یکی از اتفاقات تازه سینمای جهان بود که مشتاقان دیدن این بازیگر در نقش کاراگاه محبوبشان را غمگین کرد. 25 سال بازی در نقش دومین کاراگاه مشهور جهان به خودی خود می‌تواند همذات پنداری تفکیک ناپذیری در ساچت به وجود آورده باشد و همانطور که وی اعلام کرد جدایی از پوآرو برایش به شدت سخت باشد.

اما این که پوآرو چگونه متولد شد حکایتی جالب دارد:


ppp

شرلوک هولمز معکوس!

ادگار آلن پو را پدر ادبیات کاراگاهی دنیا می دانند. وی با خلق شخصیتی به نام سی آگوست دوپین در سه داستان کوتاه با عناوین راز ماری روژه، قتل های کوی مرده‌شوی‌خانه و نامه مفقود اولین گام ها را در این زمینه برداشت اما حقیقت این است که این سر آرتور کنان دویل بود که با خلق شرلوک هولمز مردم را به این ژانر ادبی که بعدها سینمای جهان را به تسخیر خود درآورد علاقمند کرد؛ کاراگاه قدبلند کم حرف و مردم گریزی که تفریحش تیراندازی و بوکس است و به سر و وضع و تغذیه اش کاملا بی توجه است و البته ورزشکار و شیمیدان قدری به شمار می رود. کاراکتری که بسیاری از نویسندگان مطرح اوایل قرن بیستم معترف شدند وی مخلوق ادبی تمام اعصار است!

یک دو دهه بعد از انتشار اولین داستان هولمز، آگاتا کریستی دست به خلق کاراگاه هرکول پوآرو زد و مسئله ای که تاکنون کمتر کسی به آن توجه کرده این است کریستی با ذکاوت تمام وی را از هولمز کپی کرد منتها این کار را به صورت معکوس انجام داد. به این صورت که کاراگاهی با خصوصیات عکس هولمز به وجود آورد: قدکوتاه و خپل و همیشه نگران نسبت به سلامتی و تغذیه. مردی که از نامتقارن بودن به شدت بیزار است و از پرش در دهان خطر به شدت وحشت می کند. وی خلاف هولمز که دیدگاه بدبینانه ای نسبت به زنان دارد با خانم ها مودب تر و مهربان تر است و در مواقع بیکاری آشپزی می کند.

 کریستی در خلق معکوس پوآرو حتی به ملیت هم توجه می کند و وی را که بلژیکی تبار و فرانسوی زبان است در برابر هولمز انگلیسی عصا قورت داده قرار می دهد. این نویسنده حتی به شخصیت مکمل هولمز که دکتر واتسون و نویسنده ماجراهای هولمز است توجه می کند و در برابر وی هاستینگز را می آفریند که اخلاق وی شباهت زیادی به واتسون دارد و البته با پوآرو زمین تا آسمان فرق دارد.

از راتبورن تا برت و فینی تا ساچت

شخصیت پردازی قوی این دو کاراکتر باعث شد که سینما و در تعاقب آن تلویزیون به سراغ آنها بروند. در نیمه اول قرن بیستم بازیل راتبورن را معروفترین بازیگر نقش هولمز می دانستند و شدت علاقه انگلیسی ها به این کاراکتر به حدی بود که سرچارلز؛ ولیعهد انگلیس در سه فیلم نقش وی را بازی کرد! با این حال پس از بازی فوق العاده جرمی برت در نقش هولمز همه بازی ها از یاد رفت و با شنیدن نام هولمز تنها چهره برت است که به خاطر تماشاگر جهانی خطور پیدا می کند؛ بازیگر کم سن و سال فیلم بانوی زیبای من جورج کیوکر که در این فیلم فقط دقایقی کوتاه بازی داشت و هرگز جدی گرفته نشد.

اما نقش پوآرو را نظیر هولمز بازیگران بسیاری بازی کردند که مهمترین آنها آلبرت فینی در ساخته سیدنی لومت یعنی قتل در سریع السیر شرق بازی کرد که با وجود بازی درخشان نتوانست شخصیت کمیک وار پوآرو را به خوبی ارائه دهد. این بازی ها ادامه داشت تا دیوید ساچت پا به مجموعه فیلم های پوآرو گذاشت و بهترین بازی قابل انجام در نقش این کاراگاه صندلی راحتی را انجام داد. ساچت که علیرغم بازی خوبش در سینما به شهرت نرسیده بود 25 سال نقش این کاراگاه را بازی و بهتر بگوییم با او زندگی کرد.

جرمی برت به فاصله کوتاهی از آخرین بازی در نقش هولمز از دنیا رفت و در آخرین مصاحبه اش گفته بود که با پایان یافتن بازی اش در نقش هولمز احساس می کند به پایان بازیگری رسیده و دیگر نمی تواند در نقشی دیگر ظاهر شود چرا که نخواهد توانست بازی بهتری را ارائه دهد. حالا ساچت هم اعلام می کند که نقشی دیگر برای بازی در قالب این کاراگاه کله تخم مرغی با سبیل های عجیبش نخواهد داشت.

وقتی پوآرو می‌میرد

نکته قابل اهمیت دیگری که باید به آن توجه داشت تفاوت سری داستان های پوآرو نسبت به هولمز است به این گونه که داستان های پوآرو به صورت مجموعه ای آغاز و پایان دارد اما هولمز نیمه کاره می ماند. داستان از این قرار است که کنان دویل در داستانی به نام آخرین بدرود مرگ هولمز را اعلام می کند هنگامی که از آبشار راینباخ در سوییس هنگام درگیری با موریارتی سقوط می کند. مردم علاقمند به هولمز پس از خواندن داستان جلوی منزل دویل دست به تظاهرات اعتراض آمیز نسبت به این قتل می زنند و کنان دویل را قاتل می خوانند. قضیه به همین جا ختم نمی شود و دویل از طرف عده بسیاری نامه های تهدید آمیز دریافت می کند و شیشه های خانه اش با پرتاب سنگ شکسته می شود. وی سرانجام با نگارش داستان خانه خالی هولمز را به دنیای داستلان باز می گردانمد و با چاپ ان در مجله استرند به این اعتراضات پایان می دهد و تا آخرین داستان هولمز هم دیگر خبری از مرگ وی نمی شود.

کریستی که این خاطره را بر ذهن داشت آخرین داستان پوآرو با نام پرده را نوشت که در آن پوآرو می میرد اما به دلیل ترس از تکرار اتفاق اعتراض دوستداران هولمز برای پوآرو آن را منتشر نکرد و این داستان سه سال پس از مرگ وی منتشر شد که از اتفاق بهترین داستان کریستی در سری پوآرو است و همین آخرین قسمت مجموعه فیلم هایی که ساچت در آنها بازی کرده است.

نکته جالب توجه این است که کریستی اولین داستان خود با شخصیت پوآرو را با نام ماجرای مرموز در استایلز شروع کرد و آخرین آنها هم در همین عمارت قدیمی اتفاق می افتد. وی با تکمیل چرخه زندگی کاراگاهی پوآرو و هاستینگز آنها را در یک سیر تکمیلی دورانی قرار می دهد و کاری که دویل نتوانست برای هولمز بکند را برای پوآرو انجام می دهد.

منبع :

خبر گزاری سینما پارس 




:: مرتبط با: دیوید سوشی , مصاحبه , ویدیو , مطالب خواندنی پوآرو ,
شنبه 1392/08/25 ساعت 13:30 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
 پنج شنبه 14 نوامبر 2013 - 23 آبان 1392




دیوید سوشه بازیگر انگلیسی که بیش از ۲۵ سال است در مجموعه های تلویزیونی نقش کارآگاه هرکول پوآرو را ایفا می کند، پس از تولید آخرین قسمت از این مجموعه و کشف اسرار آخرین پرونده روی صفحه تلویزیون با این شخصیت خداحافظی کرد.

در این آخرین پرونده، کارآگاه بلژیکی سالخورده برای جلوگیری از وقوع یک قتل دیگر از دوست دیرین خود کاپیتان هیستینگ خواهد خواست که به "استایلز کورت" محل تحقیقات در اولین پرونده ای که مشترکا روی آن کار می کردند، برگردد.

از سال ۱۹۸۹ که دیوید سوشه در اولین قسمت از مجموعه تلویزیونی کارآگاه پوآرو ظاهر شد زمانه تغییر کرده است. اما این بازیگر ۶۷ ساله معتقد است که بینندگان هنوز هم به یک چنین مجموعه های تلویزیونی آرامی که در فضای دهه های گذشته اتفاق می افتند علاقمند هستند.

او می گوید: "محصولات نمایشی پلیسی کاملا تغییر کرده اند، فضای آنها بسیار تیره و مملو از خشونت اند. ولی این دنیایی نیست که آگاتا کریستی خلق کرده بود و این که شخصیت کارآگاه پوآرو هنوز هم محبوب است نشان می دهد که مردم در این نوع از داستانها به این همه خشونت و خون و سکس نیاز ندارند."

با این همه او قصد ندارد در مجموعه های تلویزیونی که ممکن است در آینده در مورد این کارآگاه بلژیکی ساخته شود نقش این شخصیت را ایفا کند. در این ۲۵ سال او در تمام داستانهایی که آگاتا کریستی حول این شخصیت نوشته بازی کرده است.

دیوید سوشه در مورد خداحافظی با این شخصیت می گوید: "خیلی غم انگیز است. من دارم با شخصیتی خداحافظی می کنم که در تمام این ۲۵ سال او را شناخته و به نوعی خود او بوده ام. مثل خداحافظی با یک دوست قدیمی است ، خداحافظی با کسی که من در قالب بازیگری با او آشنا شدم. ولی هر چیزی دوره خود را دارد و فکر می کنم که این وقت خوبی برای پایان است. دیگر داستانی از آگاتا کریستی باقی نمانده که بتوان آن را به فیلم بدل کرد."

جالب اینکه او می گوید ایفای نه چندان خوب نقش شخصیت بازپرس جب در یک فیلم سینمایی که سال‌ها قبل از شروع تولید مجموعه تلویزیونی تهیه شده بود باعث شد که بعدها بازی در نقش کارآگاه پوآرو را به وی پیشنهاد کنند.

ظاهرا بازی در فیلمی به نام بلات در چشم انداز که در سال ۱۹۸۵ ساخته شد توجه برخی از اعضای بنیاد آگاتا کریستی از جمله یکی از نوه های او را جلب کرد.

دیوید سوشه با تواضع می افزاید: "بعدها آنها بازی ضعیف من در فیلم سیزده نفر برای شام با بازی پیتر یوستینف (در نقش پوآرو) را دیده بودند. من در نقش بازپرس جب بازی می کردم و یکی از بدترین بازیهای من بود. از اینکه یک چنین بازی بدی ارائه دادم خوشحالم چون دیگر نقش بازپرس جب را به من ندادند. اگر به بازی در آن نقش ادامه داده بودم هیچگاه شانس بازی در نقش کارآگاه پوآرو را پیدا نمی کردم."

دیوید سوشه با عاطفه زیادی، مثل یک دوست قدیمی، در مورد پوآرو صحبت می کند و توضیح می دهد که چرا هنوز هم این شخصیت کارآگاهی علاقمندان فراوانی دارد.

" شخصیت او بسیار جذاب است، او به مردم علاقه زیادی دارد. آدمی است که خیلی خوب به حرف های دیگران گوش می دهد. در برخورد با زنان هیچ انگیزه یا هدف پنهانی ندارد. مثلا اگر نیمه های شب در خیابان با یک زن جوان و مست مواجه شود در نهایت احترام با او رفتار خواهد کرد و آن زن به وی اطمینان می کند. به نوعی می توان گفت که در شخصیت او انگیزه های جنسی عمل نمی کنند. داماد من معتقد است که این شخصیت از نظر اخلاقی بسیار پرهیزکار و سرمشق بسیار خوبی است."


آخرین پرونده، آخرین قسمت پوآرو با بازی سوشه بود

دیوید سوشه می گوید وقتی به اولین قسمت ها از مجموعه تلویزیونی پوآرو نگاه می کند متوجه می شود که به مرور زمان تغییر کرده و شخصیت او پخته تر شده است.

او اضافه می کند: "به نظرم اغراق های نمایشی در نشان دادن شخصیت کم تر و کمی از تزئین او کاسته شده. به مرور با وجوه تیره شخصیت او بیشتر آشنا می شویم و این دقیقا همان چیزی است که آگاتا کریستی نوشته بود."

دیوید سوشه خاطر نشان می کند که در طول این ۲۵ سال هیچگاه مطمئن نبود که تولید این مجموعه تلویزیونی تا چه مدتی ادامه خواهد یافت و به همین خاطر پیشنهادهای دیگر برای بازی در تئاتر و یا تلویزیون را همیشه در نظر می گرفت.

او می افزاید: "به همین دلیل و چون نمی دانستم که واقعا سال بعد این مجموعه ادامه خواهد یافت و یا نه، شانس آن را داشتم که در چندین نمایشنامه خوب از جمله آثاری از هارولد پینتر، آرتور میلر و یوجین اونیل بازی کنم. در ضمن باید بگویم که ایفای نقش کارآگاه پوآرو باعث شد که قابلیت من برای ایفای نقشهای شخصیت محور بیشتر شد و تحت تاثیر موفقیت شخصیت پوآرو نقش های بیشتری به من پیشنهاد می شد."


وی در مورد تماشای آخرین قسمت از مجموعه تلویزیونی کارآگاه پوآرو که چهارشنبه، ۱۳ نوامبر پخش شد، گفته بود که در آن شب همراه همسرش پای تلویزیون خواهد نشست و برای اولین بار آن را ضبط نخواهد کرد چون می داند که آخرین قسمت است و با نوشیدن لیوانی شراب این پایان پر احساس از سالها بازیگری را جشن خواهند گرفت.

با پایان ایفای نقش این کارآگاه دیوید سوشه به فعالیت بیشتر روی صحنه تئاتر بازخواهد گشت. از سال آینده در تور جهانی نمایشنامه ای با عنوان آخرین اعتراف روی صحنه خواهد رفت.

او می گوید که داستان این نمایشنامه مثل یک ماجرای اسرار آمیز در واتیکان است و زمان اتفاق های آن به دوران پاپ ژان پل اول برمی گردد که فقط ۳۳ روز در مقام رهبری کاتولیک های جهان بود.

همسر او نیز در نمایشنامه نقش تنها زن را که یک خواهر روحانی است ایفا می کند. دیوید سوشه می افزاید که از این تور جهانی استفاده خواهد کرد تا در کشورهای مختلف جهان از علاقه ای که مردم به مجموعه تلویزیونی پوآرو نشان داده اند قدردانی کند.

به نظر می رسد که این بازیگر ۶۷ ساله به هیچ وجه به بازنشستگی فکر نمی کند.

او به طنز می گوید : "در حرفه ما کسی بازنشسته نمی شود، معمولا از روی قطع شدن تماس های تلفنی می شود فهمید که باید از گود کناره گیری کرد. اگر ده یا پانزده سال تلفن زنگ نزد معنای آن این است که محترمانه بازنشسته ات کرده اند. و اگر قصد کار کردن نداری فقط کافی است بگویید نه، که البته برای هر بازیگری دشوارترین کلمه در زبان انگلیسی است. امیدوارم که تا چندین سال دیگر جواب من بله باشد."



منبع : بی بی سی فارسی


دوستان به احتمال 90 درصد ویدیو مصاحبه رو براتون قرار میدم.



:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی آگاتا , دیوید سوشی , مصاحبه , مطالب خواندنی جنایی ,
چهارشنبه 1392/06/6 ساعت 14:49 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
عکس های اخرین روز فیلمبرداری سریال پوآرو با کیفیت بالا


به ادامه ی مطلب بروید!


ادامه مطلب
:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , عکس , دیوید سوشی , مطالب خواندنی آگاتا ,
 

 
آخرین عناوین مطالب
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو