I am not French
سه شنبه 1392/06/5 ساعت 23:56 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )


دوستان نمیدونم لینک سایتی که بود چه اتفاقی براش افتاده،چون تنها سایتی بود که فصل آخرش و داشت!
ولی فصل های دیگه رو میتونید ازاینجا دانلود کنید:





و لینک دوبله شده از اینجا :





به روز رسانی شد :

فصل سیزدهم به فصل دانلود ها اضافه شد !!!




دانلود سریال پوآرو به زبان اصلی از لینک زیر:

link


همان طور که در خواست کرده بودین سایتی رو که دانلود تمام فصل های هرکول پوآرو رو گذاشته بود براتون دادم تا بتونید دانلود کنین البته سریالی که این سایت گذاشتم زبان اصلی هست و فقط بعضی از فصل ها زیر نویس فارسی دارن.

ویرایش: اگر سایت دانلود مسدود بود به عدد سایت یکی اضافه نمایید تا با سایت بدون مسدودیت هدایت بشید برای مثال :
http://www.2film37.in/1391/06/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%B1%DA%A9%D9%88%D9%84-%D9%BE%D9%88%D8%A2%D8%B1%D9%88/

را به 38 تبدیل کنید اگر باز مسدود بود به جای 38 ،39 را امتحان کنید!






:: مرتبط با: دانلود سریال پوآرو , ویدیو , مطالب خواندنی آگاتا ,
:: برچسب‌ها: پوآرو , دانلود سریال , دانلود پوآرو , زبان اصلی , دانلود سریال پوآرو به زبان اصلی ,
پنجشنبه 1392/03/23 ساعت 01:07 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

فرهنگ > تلویزیون - آخرین قسمت سریال محبوب «پوآرو» با بازی دیوید سوشی در نقش اصلی در خانه تابستانی آگاتا کریستی ساخته می‌شود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آخرین قسمت این سریال با بازی دیوید سوشی «حماقت مرد مرده» نام درد و بخش‌هایی از آن در خانه تابستانی کریستی در دِون فیلمبرداری می‌شود.

این عمارت گرین‌وی نام دارد و مالک فعلی آن «نشنال تراست» (املاک ملی) است.

این اپیزود آخرین حضور دیوید سوشِی (با تلفظ اشتباه ساچت در فارسی) در نقش اصلی است. این بازیگر بریتانیایی از سال ۱۹۸۹ در نقش پوآرو بازی کرده است.

فصل جدید سریال را شبکه آی‌تی‌وی تولید می‌کند و ساخت آن در ماه ژوئیه خاتمه می‌گیرد.

دیوید سوشی با بازی در اپیزود آخر به یک رکورد می‌رسد؛ او در اقتباس‌های تلویزیونی (بیش از ۶۵ اثر تلویزیونی) از تمامی داستان‌های کریستی با محوریت شخصیت پوآرو بازی کرده است.

سوشی سال گذشته به بی‌بی‌سی گفت حس می‌کند به آرزویش رسیده است. «اما از طرفی بغض گلویم را گرفته چون باید واقعا با این شخصیت خداحافظی و او را دفن کنم.»

داستان «حماقت مرد مرده» اولین بار در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. خانه‌ای که محوریت داستان است و پرده از معما برمی‌دارد الهام گرفته از گرین‌وی بوده است. در این خانه یک آشیانه قایق است درست شبیه همان آشیانه‌ای که در داستان جسدی در آن پیدا می‌شود.

«حماقیت مرد مرده» آخرین قسمت از سیزدهمین فصل سریال «پوآرو» است، این فصل شامل پنج قسمت نزدیک به ۹۰ دقیقه است.

نام دیگر اپیزودهای این فصل «فیل‌ها به خاطر می‌آورند»، «پرده، آخرین پرونده پوآرو»، «مشقت‌های هرکول» و «چهار بزرگ» است.

بی‌بی‌سی / ۳ ژوئن / ترجمه: حسین عیدی‌زاده




:: مرتبط با: دیوید سوشی , عکس , مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی پوآرو ,
جمعه 1391/11/27 ساعت 16:53 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

۱۰۰ داستان جنایی برتر دنیا اعلام شد



انجمن جنایی نویسان آمریکا در یک رده بندی گونه‌های مختلف یا مرتبط با رمان جنایی، صد داستان برتر این ژانر ادبی را انتخاب کرده است . ذکر این نکته اهمیت دارد که بخشی از عناوین این فهرست نظیر دراکولا یا صخره برایتون در ژانرهای دیگری نظیر وحشت یا حادثه‌ای قرار می‌گیرند اما از آنجا که گزینش این آثار بر پایه شدت تعلیق در جذب خواننده و وجود معما در داستان بوده است در این فهرست لحاظ شده‌اند. نکته جالب اینجاست که نزدیک به نیمی از این کتاب‌ها در کشورمان ترجمه و منتشر شده‌اند.

 
۱٫ درنده باسکرویل / سر آرتور کانان دویل *
۲٫ شاهین مالت / دشیل همت *
۳٫ نامه مفقود/ ادگار آلن پو*
۴٫ دختر زمان / ژوزفین تی
۵٫ مفروض بی گناه / اسکات تورو
۶٫ جاسوسی که دوباره به کار گرفته شد / جان لوکاره *
۷٫ سنگ ماه / ویلیام ویلکی کالینز *
۸٫ خواب بزرگ / ریموند چندلر *
۹٫ ربکا / دافنه دوموریه *
۱۰٫ و سپس هیچ‌کس نبود (۱۰ بومی کوچولو) / آگاتا کریستی *
۱۱٫ تشریح یک قتل / رابرت تریور
۱۲٫ قتل راجر اکروید / آگاتا کریستی *
۱۳٫ بدرود محبوبم / ریموند چندلر
۱۴٫ پستچی همیشه دو بار در می‌زند / جیمز کین
۱۵٫ پدرخوانده / ماریو پوزو *
۱۶٫ سکوت بره‌ها / توماس هریس*
۱۷٫ نقاب دیمیتریوس / اریک امبلر *
۱۸٫ شب جشن / دوروتی سایرز
۱۹٫ شاهدی برای تعقیب / آگاتا کریستی *
۲۰٫ روز شغال / فردریک فورسایت *
۲۱٫ خداحافظی طولانی / ریموند چندلر*
۲۲٫ سی و نه پله / جان بوکان*
۲۳٫ نام گل سرخ / امبرتو اکو *
۲۴٫ جنایت و مکافات / فئودور داستایوسکی*
۲۵٫ چشم سوزن / کن فالت*
۲۸٫ ۹ ناقوس / دوروتی سایرز *
۲۹٫ فلچ / گرگوری مک دونالد
۳۱٫ ترکه مرد / دشیل همت *
۳۲٫ زن سفیدپوش / ویلیام ویلکی کالینز*
۳۳٫ آخرین پرونده ترنت / بنتلی
۳۴٫ غرامت مضاعف / جیمز کین
۳۵٫ پارک گورکی / مارتین کروز اسمیت *
۳۹٫ خرمن سرخ / دشیل همت *
۴۱٫ قتل در سریع‌السیر شرق /آگاتا کریستی*
۴۲٫ شرکت / جان گریشام*
۴۳٫ پرونده ایپکرس / لن دایتون *
۴۴٫ لورا / ورا کاسپاری
۴۵٫ من هیات منصفه‌ام / میکی اسپیلن*
۴۶٫ پلیس خندان / مه جووال
۴۷٫ آرشیو عکس / دونالد پست وستلیک
۴۸٫ مرد سوم / گراهام گرین *
۴۹٫ قاتلی درون من / جیم تامسون *
۵۰٫ بچه‌ها کجایند؟ / مری هیگینز کلارک *
۵۱٫ مدرک نبودن در محل جرم / جی گرافتون
۵۲٫ گناه مرگبار / لارنس سندرز
۵۳٫ دزد زمان / تونی هیلرمن
۵۴٫ در کمال خونسردی / ترومن کاپوتی*
۵۵٫ مرد سرکش / جفری هاوس هولد
۵۶٫ تبلیغ برای جنایت/ دوروتی ل سایرز
۵۷٫ بیگناهی پدر براون /ج.ک.چسترتون*
۵۸٫ افراد اسمایلی /جان لوکاره
۵۹٫ بانویی در دریاچه / ریموند چندلر *
۶۰٫ کشتن مرغ مقلد /هارپر لی *
۶۱٫ مامور ما در هاوانا / گراهام گرین *
۶۲٫ راز ادوین درود / چارلز دیکنز *
۶۳٫ قیقاج مرگ / پیتر لاوسی
۶۴٫ اشندن/ سامرست موام *
۶۵٫ راه حل هفت درصدی/ نیکلاس مایر*
۶۶٫ زنگ بزن / رکس تومند
۶۷٫ استیک / المور لئونارد
۶۸٫ دخترک طبال / جان لوکاره
۶۹٫ صخره برایتون / گراهام گرین *
۷۰٫ دراکولا / برام استوکر *
۷۱٫ آقای ریپلی با استعداد / پاتریشیا های‌اسمیت *
۷۲٫ اسباب‌بازی فروشی سیار / ادموند کریسپین
۷۳٫ وقت جنایت /جان گریشام *
۷۴٫ آخرین ورود / هیلاری واگ
۷۵٫ جنگل آسفالت / وی.آر.برنت
۷۶٫ دوستان ادی کویل / جان هیگینز
۷۷٫ شاهد / دوروتی ل سایرز
۷۸٫ از روسیه، با عشق/ ایان فلمینگ*
۷۹٫ جانور را ببین/ مارگارت میلار
۸۰٫ مرحوم / مایکل گیلبرت
۸۱٫ امور حقوقی / ژوزفین تی
۸۲٫ تمساحی برساحل شنی / الیزابت پیترز
۸۳٫ کفنی برای نایتینگل /پی. دی. جیمز
۸۴٫ شکاراکتبر سرخ / تام کلانسی
۸۵٫ چینی خوش شانس/ راس توماس
۸۶٫ عامل مخفی / جوزف کنراد *
۸۷٫ به شدت لیمویی/ جان د مکدونالد
۸۸٫ کلید شیشه ای / دشیل همت *
۸۹٫ سنگسار / روث رندل
۹۰٫ بچه ننر / ژوزفین تی
۹۱٫ آرامش خودت را حفظ کن / راس مکدونالد
۹۲٫ شیطان آبی پوش / والتر موزلی
۹۳٫ پادو / جوزف وامباو
۹۴٫ خدا مارک را نجات داد / دونالد پست وستلیک
۹۵٫ قتل در صفحه اول / کریگ برنج
۹۶٫ سه تابوت/ جان دیکسون کار
۹۷٫ شرف خاندان پرایزی / ریچارد کاندون
۹۸٫ بخار گدازه / جیمز مک کلور
۹۹٫ وقتی دیگر / جک فینی
۱۰۰٫ طعم ناگواراستخوان / الیس پیترز


* آثاری که در ایران ترجمه شده‌اند

خبر فان



:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی مارپل , مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی جنایی , مطالب مربوط به کتاب ,
پنجشنبه 1391/08/4 ساعت 22:14 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
* عیــــــــــــــــــــــــــــــــــــد قربان مبارک باد *





بگذر از فرزند و جان و مال خویش

تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند

سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست

تا چو اسماعیل، قربانت کنند



سه شنبه 1391/07/4 ساعت 19:46 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

کریستی این شخصیت بامزه با سبیل‌های جالبش را «دُردانه» خود می‌دانست، اما فکر نوشتن «یک داستان پوآرویی دیگر» او را به غر زدن می‌انداخت...



نوه آگاتا کریستی، نویسنده مشهور رمان‌های معمایی جنایی اعلام کرد این نویسنده از دست هرکول پوآرو شخصیت مخلوق خود جان به لب شده بود.
به گزارش خبرآنلاین، متیو پریچارد، نوه کریستی ضمن اعلام این خبر افزود مادربزرگش به اصرار ناشر نوشتن داستان‌های پوآرو را ادامه می‌داد.
کریستی این شخصیت بامزه با سبیل‌های جالبش را «دُردانه» خود می‌دانست، اما فکر نوشتن «یک داستان پوآرویی دیگر» او را به غر زدن می‌انداخت.
پریچارد درگفت‌وگو با مجله «رادیو تایمز» گفت: «او هیچ وقت ایده نوشتن کم نمی‌آورد، اما برخی از این ایده‌ها مناسب پوآرو نبودند، به همین دلیل خیلی راغب بود با نوشتن داستان‌های دیگر و شخصیت‌های جدید خودش را از شر او رها کند.»
وی افزود: «اما کارگزار ادبی و ناشرش که مسئول پول و درآمد بودند خیلی به پوآرو علاقه‌مند بودند. او محبوب‌ترین شخصیت کریستی بود.»
کتاب رکوردهای جهانی گینس، این نویسنده بریتانیایی را پرفروش‌ترین نویسنده تمام تاریخ معرفی کرده و گفته بیش از دو میلیارد نسخه از آثارش به فروش رفته است.
برخی از مشهورترین آثار استاد داستان‌های معمایی جنایی را «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» (1934)، «مرگ در نیل» (1937) و «آینه ترک‌خورده» (1962) تشکیل می‌دهند. او همچنین نمایشنامه مشهوری به نام «تله موش» نوشته است.
پوآرو و خانم مارپل محبوب‌ترین شخصیت‌های این نویسنده بودند. کریستی پیش از مرگ در سال 1976 در سن 85 سالگی تمام حقوق کتاب‌هایش را به دختر و نوه‌اش بخشیده بود.
نوه خالق «پوآرو» گفت: «آن موقع خیلی جوان بودم که این مسئله را درک کنم، اما این کار الان تاریخچه‌ای بزرگ دارد.»
پریچارد در خاتمه گفت: «اولین بار در 10 سالگی داستانی از مادربزرگم خواندم، «و دیگر هیچکس نبود» نامش بود و خیلی ترسناک بود.»
تاکنون اقتباس‌های سینمایی و تلویزیونی بسیاری از داستان‌های این نویسنده فقید انجام شده است. او با نام مستعار ماری وستماکوت داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته، ولی شهرت اصلی او بخاطر 66 رمان جنایی‌اش است.
داستان‌های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که درباره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند معرفی و مطرح نمود.
بسیاری از داستان‌های این نویسنده به همت مجتبی عبدالله‌نژاد و توسط نشر هرمس به چاپ رسیده‌اند.




پنجشنبه 1391/06/30 ساعت 16:01 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

people i have shot
by
david suchet




جدیدترین مستندی که دیوید در آن حضور دارد
در
4 قسمت
که در این پست قسمت دوم و براتون آپلود کردم
حجم
41.16

محصول 2012


2/4




تمام این مطالب با ذکر منبع قابل استفاده می باشد.




:: مرتبط با: دیوید سوشی , مصاحبه , ویدیو ,
پنجشنبه 1391/06/23 ساعت 22:05 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
مصاحبه ی دیوید سوشی با شبکه ی ITV انگلیس




این مصاحبه در 9 قسمت 5 دقیقه ای هست که در این پست 2 قسمت دوم  گذاشته میشه



قسمت سوم:



قسمت چهارم:








:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , دیوید سوشی , مصاحبه , ویدیو ,
دوشنبه 1391/06/20 ساعت 00:12 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

سکانسهایی از: پوآرو


لینک دانلود: http://pstream.marjan.com.dl1.ipercast.net/Images/SiteVideos/HQVideo/2503.mov







محصول 2004
 
پوآرو از طرف سر هنری آنگ‌ کاتل برای گذراندن تعطیلات آخر هفته به عمارت هالوو دعوت می‌شود. این دعوت به پوآرو فرصت می‌دهد تا شاهد رفتار خانواده‌ی عجیب آنگ‌کاتل و رابطه‌ی عجیب آنها با یکدیگر باشد.جان کریستو، پزشکی خوش‌‌چهره و جذاب همراه با همسر ساده و فرمانبرش، گردا، در آنجا حضور دارد. اما آیا بین جان و هنریتا، هنرمندی جوان و سرزنده و یکی از اعضای خانواده‌ی بزرگ آنگ‌کاتل، هم رابطه‌ای وجود دارد؟لیدی آنگ‌ کاتل که دوست‌داشتنی اما تا حدی دیوانه به نظر می‌رسد، تمام سعی خود را می‌کند تا بین هنریتا و ادوارد آنگ‌ کاتل رابطه‌ای برقرار شود تا مطمئن شود که زمین آبا و اجدادی آنگ‌ کاتل‌ها در اختیار خانواده باقی می‌ماند. اما ادوارد در مقایسه با جان کریستو، بی‌اهمیت و ناچیز به نظر می‌رسد و هنریتا با اینکه از دوران کودکی به ادوارد علاقه‌ مند بوده، به خاطر جان، بارها و بارها، پیشنهادهای ازدواج ادوارد را رد کرده است.

میج غمگینانه شاهد تمامی ماجراها است. او از همان زمانی که ادوارد عاشق هنریتا بوده، عاشق ادوارد بوده است.در همان شب، در صحنه‌ ای دراماتیک، درهای باغ باز شده و ورونیکا کری، هنرپیشه‌ی معروف، با این بهانه که به دنبال کبریت می‌گردد، وارد جمع آنها می‌شود. او با دیدن جان غافلگیر شده و با او خوش و بِش می‌کند. آنها زمانی با هم نامزده بوده‌اند. ورونیکا از جان می‌خواهد تا او را تا خانه‌اش همراهی کند تا با هم یادی از دوران قدیم تازه کنند. جان با وجود شرمساری موافقت می‌کند و چیزی نمی‌گذرد که آن دو در عمارت کلاه‌فرنگی کنار استخر شنا، با هم عشق‌بازی می‌کنند. روز بعد، پوآرو که از علاقه‌ی خانواده به بازی کردن باخبر شده، از دیدن یک نمایش قتل که مثل میزانسن تئاتر در کنار استخر تنظیم شده، آزرده‌ خاطر می‌شود. گردا، تپانچه به دست بالای سر بدن غرقه به خون جان ایستاده و تمامی اعضای خانواده از مسیرهای مختلفِ منتهی به استخر، از راه می‌رسند. پوآرو ناگهان متوجه می‌شود که این صحنه واقعی است و خونی که از بدن جان به درون استخر می‌ریزد، از شکم او بیرون می‌آید. جان نام هنریتا را صدا کرده و می‌میرد. پوآرو دست به کار می‌شود اما هنریتا تفنگ را از دست گردا گرفته و ناگهان، تپانچه تصادفاً از دستش رها شده و به داخل استخر می‌افتد. پلیس از راه رسیده و بازجویی‌ها را آغاز می‌کند. در نگاه اول روشن است که قتل کار گردا بوده اما او این را نمی‌پذیرد. آیا ممکن است کل ماجرا صحنه‌ سازی بوده باشد؟ سر هنری از پوآرو می‌خواهد که تحقیقات جداگانه‌ ای انجام دهد. به نظر می‌رسد همه انگیزه یا انگیزه‌هایی برای قتل جان داشته‌اند. حتی ورونیکا در صبح آن روز با جان مشاجره‌ ای تلخ داشته چون جان نپذیرفته بوده که خانواده و کارش را رها کرده و با او زندگی کند.  اما هیچ پیشرفتی در پرونده حاصل نمی‌شود. هنریتا می‌پذیرد که با جان رابطه داشته و پوآرو شواهدی در دست دارد که نشان می‌دهد او در آن روز صبح در عمارت کلاه‌ فرنگی حضور داشته است. لیدی آنگ‌ کاتل با یک تپانچه‌ ی پر در سبد تخم‌ مرغ‌هایش در عمارت گشت می‌زده و سپس معلوم می‌شود که تفنگی که گردا در دست داشته، تفنگی نبوده که با آن به جان شلیک شده است. اما تفنگ واقعی کجا است؟ پوآرو کم کم به این نتیجه می‌رسد که یک نفر با او بازی می‌کند.

بعد از یک اظهارنظر تصادفی از سوی بازرس، پوآرو متوجه می‌شود که تفنگ واقعی باید در کجا باشد و از مجموع حوادث به این نتیجه می‌رسد که کل خانواده در حال محفاظت از یک شخص هستند. پوآرو، هنریتا و لیدی‌ آنگ‌ کاتل، همگی در یک زمان به این نتیجه می‌رسند که یکی از سرنخ‌های کلیدی پرونده گمشده است...: غلاف تپانچه. هنریتا سوار ماشین خود شده و موفق می‌شود پلیس را جا بگذارد. اما پوآرو یک قدم جلوتر بوده و حدس می‌زند مقصد او کجا است؟پوآرو کمی بعد از هنریتا به خانه‌ی گردا می‌رسد. گردا توضیح می‌دهد که چرا و چطور همسری که می‌پرستیده را به قتل رسانده است. او که نمی‌توانسته بخوابد، وارد محوطه‌ شده و همسرش را در حال عشق‌ بازی با ورونیکا کری می‌بیند. دنیای گردا در یک لحظه فرو می‌ریزد.

او متوجه می‌شود جان کسی نبوده که او می‌پنداشته است. گردا با خواندن یک رمان پلیسی می‌دانسته که پلیس به راحتی می‌تواند تشخیص بدهد که چه گلوله‌ای از چه تفنگی شلیک شده است. به این ترتیب، او با یک تفنگ به جان شلیک کرده و آن تفنگ را در لابلای بوته‌ ها پنهان می‌کند و تفنگ دیگری را به دست می‌گیرد. از قضا، جان گردا را بیش از تمامی زن‌های زندگی‌اش دوست داشته و در حال مرگ از هنریتا می‌خواهد که از گردا، یعنی قاتلش، محافظت کند. بدین‌ترتیب، هنریتا از همان لحظه دست بکار شده، تفنگ آلت قتل را در یکی از مجسمه‌ هایش پنهان کرده و خانواده را تشویق می‌کند تا پلیس و پوآرو را سر بدوانند.پوآرو که از بازی خوردن عصبانی است، ترتیبی می‌دهد که گردا به مجازات خود برسد اما هنریتا را به خاطر نبوغ و عشقش نسبت به جان، می‌بخشد.



:: برچسب‌ها: پوآرو , دانلود سریال پوآرو , سریال پوآرو , دانلود سریال دوبله شده ,
جمعه 1391/06/17 ساعت 11:51 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )




در عکس میبینید:(از راست به چپ)فرزند دختر،دیوید سوشی،همسر،فرزند پسر



:: مرتبط با: دیوید سوشی , عکس ,
:: برچسب‌ها: هرکول پوآرو , دیوید سوشی , david suchet ,
سه شنبه 1391/06/14 ساعت 14:22 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

سکانسهایی از: پوآرو

محصول 2004 یکی از داستان های مورد علاقه ی دیوید سوشی

قتل در رودخانه ی نیل




برای دانلود این قسمت به این لینک مراجعه کنید.

http://www.manoto1.com/Videos/deathonthenile

فیلم با دوبله ی فارسی هست. البته برای دانلود باید از برنامه دانلود منیجر استفاده کنید .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای دانلود کتاب کافیست این برنامه را نصب کنید.



و این هم لینک کتاب هست.


برای باز کردن کتاب کافیه اول برنامه روبازکنین بعد کتاب رو داخل فضای خالی برنامه بندازین تا کتاب قابل رویت بشه.

ژاکلین دو بلفورت، زنی جوان، پرشور و باهوش است که با سایمون دویل نامزد شده و قصد ازدواج با او را دارد. سایمون، جوانی خوش‌تیپ و دوست‌داشتنی است اما چندان خوش‌اقبال نیست. وقتی سایمون کارش را از دست می‌دهد، جکی به سراغ دوست دوران مدرسه‌اش، یک دختر زیبا، پولدار و متشخص آمریکایی به نام لینت ریج‌وی، رفته و از او خواهش می‌کند، سایمون را استخدام کند. لینت اما تنها به این بسنده نکرده و در میانه‌ی خشم و ناامیدی جکی، سایمون را اغوا کرده و به عقد خود درمی‌آورد.جکی به قصد انتقام‌گیری، به تعقیب این زوج خوشبخت می‌پردازد. آنها برای گذراندن ماه‌عسل‌شان به هر کجا می‌روند، جکی همچون شبح در برابرشان ظاهر می‌شود. آنها در مصر، به هرکول پوآرو برخورد می‌کنند. لینت از پوآرو خواهش می‌کند به آنها کمک کند اما پوآرو مشغول گذراندن تعطیلات است. با اینحال، پوآرو موافقت می‌کند با جکی در این باره صحبت کند اما در ضمن حرف زدن با او متوجه می‌شود که جکی اسلحه دارد و آنقدر عصبانی و زخم‌خورده است که در خیال خود تجسم می‌کند اسلحه را بر روی سر لینت گذاشته و ماشه را می‌کشد. پوآرو به او هشدار می‌دهد از این مسیر بازگشته و به شیطان اجازه ندهد وارد قلبش شود، چون در این صورت، دیگر راه برگشتی نخواهد داشت.خانواده‌ی دویل مخفیانه نقشه می‌کشند تا از شر جکی خلاص شوند. آنها در یک کشتی تفریحی که بر روی رود نیل سفر می‌کند، جا رزرو می‌کنند اما وقتی بر روی عرشه با جکی روبرو می‌شوند، یکه می‌خورند. این اتفاقات، پوآرو را به شدت نگران می‌کند. دیگر مسافران کشتی را گروهی از شهروندان متشخص اروپایی و آمریکایی تشکیل می‌دهند. مسافران دیگر کشتی عبارتند از خانم الرتون و پسر مرموزش، سالومه آتربورن، نویسنده‌ای الکلی و دختر افسرده‌اش، روزالی. پزشکی اتریشی به نام دکتر بسنر. یک اشراف زاده‌ی کمونیست به نام فرگوسن و یک زن متشخص آمریکایی بدطینت به نام خانم وان‌شویلر که دخترعموی زیبایش، کورنلیا، همیشه در کنار او است. به نظر می‌رسد لینت در این سفر، به شکل تصادفی، با متولی اموالش در آمریکا، اندرو پنینگتون، هم روبرو شده است. لینت از پوآرو خواهش می‌کند به او کمک کند و به پوآرو می‌گوید که توسط دشمنانش احاطه شده است. آیا ممکن است کس دیگری در کشتی باشد که به اندازه‌ی جکی از لینت کینه به دل داشته باشد؟در سفری به ساحل رودخانه، لینت در درون یک معبد، از سقوط یک تخته‌ سنگ جان سالم به در می‌برد. این اتفاق پوآرو را به فکر فرو می‌برد. آیا این اتفاق تصادفی بوده و یا تلاشی برای قتل لینت بوده است؟ پوآرو وقتی متوجه می‌شود که جکی در زمان حادثه در آن نزدیکی‌ها حضور نداشته، متعجب می‌شود و در عین حال، نفس راحتی می‌کشد. پیوستن دوست قدیمی پوآرو، سرهنگ ریس، به گروه مسافران کشتی، پوآرو را خوشحال می‌کند. ریس می‌گوید انتظار دارد اتفاقی در کشتی رخ بدهد چون او معتقد است که حضور پوآرو در یک مکان و وقوع حوادث ناگوار در آن مکان، لازم و ملزوم یکدیگر هستند. در آن شب، پوآرو به شکلی غیرطبیعی و زودهنگام احساس خستگی و خواب‌آلودگی می‌کند. جکی، مست و احساساتی، در بارِ کشتی قائله‌ای براه انداخته و به سایمون تیراندازی می‌کند اما بلافاصله از کار خود پشیمان می‌شود. سایمون که به شدت درد می‌کشد، خواهش می‌کند جکی را از محل حادثه دور کرده، به او مسکن داده و کسی همسرش را نگران نکند. دکتر بسنر از خواب بیدار می‌شود تا به زخم سایمون رسیدگی کند و از کورنلیا خواسته می‌شود تا شب را در کنار جکی بماند و مراقب او باشد. فردا صبح، جسد لینت در حالی کشف می‌شود که با شلیک گلوله‌ای به سرش کشته شده و حرف جِی با خون او بر روی دیوار کابین کشیده شده است. پوآرو و ریس مشغول به کار می‌شوند. آنها جسد را بررسی می‌کنند و پوآرو متوجه می‌شود که مرواریدهای باارزش لینت نیز گم شده است. او از تمامی مسافران بازجویی کرده و فکر می‌کند روزالی احتمالاَ چیزی را از او مخفی کرده است. اسلحه‌‌ای که قتل با آن انجام شده، در حالیکه در روسریِ گم‌شده‌ی خانم وان شویلر پیچیده شده، در رودخانه پیدا می‌شود. سپس، جسد ندیمه‌ی لینت پیدا می‌شود. پوآرو متوجه می‌شود که تکه‌ای از یک اسکناس در دستان او قرار دارد. آیا او سعی داشته از قاتل حق‌السکوت بگیرد؟ سپس خانم آتربورن به این نتیجه می‌رسد که احتمالاً قاتل ندیمه را دیده و در حالیکه می‌خواهد هویت او را فاش کند، از پشت سر مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد. پوآرو قراردادن تکه‌های پازل قتل‌ها را در کنار یکدیگر آغاز می‌کند و متوجه می‌شود که تک‌تک مسافران کشتی، رازهایی پنهان دارند. پوآرو با کشف کردن تکه‌های سوخته‌شده بر روی روسری خانم وان شویلر و سوختگی‌های موجود بر روی پوست لینت، متوجه می‌شود که در شب قتل، بیشتر از آنچه تصور می‌شود، گلوله شلیک شده است. او سپس حقیقتی وحشتناک را آشکار می‌کند... اما کشف او، نتیجه‌ی بهت‌آور دیگری نیز به بار می‌آورد.



شنبه 1391/06/11 ساعت 18:20 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

سکانسهایی از: پوآرو

قسمت سرو غمگین

النور کارلایل، یک بانوی جوان متشخص در برابر دادگاه ایستاده و در حالیکه به نظر می‌رسد کوچکترین احساس ندامتی ندارد، به جرم ارتکاب دو قتل مجرم شناخته می‌شود. پوآرو از جایگاه مدعوین او را نظاره می‌کند. تمامی شواهد حاکی از مجرم بودن او هستند اما چرا پوآرو حس خوبی درباره‌ ی این پرونده ندارد؟

النور در ذهن خود به گذشته برمی‌گردد و ماجرا را از آغاز مرور می‌کند. او دوران خوش و سعادتمندی را سپری می‌کرده، عاشق بوده و به تازگی با عشق خود نامزد شده بوده. اما بعد، نامه‌ ای از راه می‌رسد...النور نامه‌ ای ناشناس دریافت می‌کند و آن را به نامزد و پسرعمویش، رادی، نشان می‌دهد. آن نامه درباره‌ ی خاله‌ ی النور، لورا ولمن است، که از طریق خانواده‌ ی همسرش، خاله‌ ی رادی هم محسوب می‌شود. او دچار سکته شده و به شدت بیمار است. النور و رادی پس از مرگ او، هزاران پوند به ارث خواهند برد. اما در نامه هشدار داده شده که شخصی در نزد خاله لورا بدگویی و جوسازی می‌کند تا او رادی را از ارث محروم کند. در نامه همچنین هشدار داده شده که خاله لورا ممکن است هر لحظه با یک سکته‌ ی دیگر از دنیا برود. 

آن زوج که دریافت نامه نگرانشان کرده و واقعاً به سلامت خاله لورا اهمیت می‌دهند، عازم عمارت خانوادگی‌ شان، هانتربوری، می‌شوند. اما هر دو وقتی می‌بینند که مری جرارد، دختر باغبان خانه، تحصیلات خود را در آلمان به پایان رسانده و به خانه بازگشته است، شگفت‌ زده می‌شوند. مری که بیشتر از همیشه زیبا به نظر می‌رسد، به خاله لورا که مشخص است علاقه‌ ی زیادی به او دارد، محبت و رسیدگی می‌کند. پزشک خاله لورا، دکتر لردِ مهربان، بعد از مشورت النور با او موافقت می‌کند که آن نامه را به دوست خوب و حریف شطرنجش، پوآرو، که از قضا در همان نزدیکی‌ ها اقامت دارد، نشان بدهد. پوآرو بلافاصله حس بدی نسبت به نامه پیدا کرده و به این نتیجه می‌رسد که شخصی که در نامه به او اشاره شده، کسی نیست جز مری جرارد. 

خاله لورا دچار سکته‌ ای دیگر می‌شود. او تقاضا می‌کند که وکیلش را احضار کنند و به النور می‌گوید که باید در وصیتنامه‌ اش، مری را هم در نظر بگیرد. در کمال شگفتی دکتر لرد، لورا در همان شب و در خواب می‌میرد. وقتی مشخص می‌شود که خاله لورا هیچ وصیتنامه‌ ای تنظیم نکرده بوده، همه بیشتر در بهت و حیرت فرو می‌روند. به این ترتیب، نزدیک‌ترین خویشاوند او، النور، همه چیز را به ارث می‌برد. دو پرستار، یعنی پرستار اوبراین و پرستار هاپکینز، در شب قبل، به نوبت از لورا پرستاری کرده‌اند. دکتر لرد تصمیم می‌گیرد به این نکته که مرگ او ممکن است قتلی از سر ترحم بوده باشد، اشاره نکند. در همین حال، همه متوجه شده‌ اند که رادی علاقه‌ ی بسیار زیادی به مری دارد. در شب مرگ لورا، النور در حالیکه آندو مشغول بوسیدن یکدیگر هستند، مچ‌ شان را می‌گیرد. او با رادی دعوا می‌کند و رادی اعتراف می‌کند که عاشق مری شده است. النور ویران شده اما خود را کنترل کرده و به رادی پیشنهاد می‌کند مدتی به فرانسه برود و در خلوت خود ببیند که واقعاً چه احساسی دارد. النور حلقه‌ ی نامزدی خود را با چشمانی اشک‌آلود به رادی می‌دهد و نفرت از مری سراپای وجودش را فرا می‌گیرد. 

طبق خواسته‌ ی خانم ولمن، النور، سخاوتمندانه، مبلغ قابل توجهی پول به مری می‌دهد. مری با خونسردی پول را می‌پذیرد و حتی اعلام می‌کند که به توصیه‌ ی پرستارها، برای خود یک وصیتنامه تنظیم کرده است. در طول این قسمت به نظر می‌رسد پوآرو تنها کسی است که النور با او احساس راحتی می‌کند و در مقابل او اعتراف می‌کند که آرزو می‌کند، مری بمیرد! النور مستخدمین را به مدت یک هفته مرخص کرده و شروع می‌کند به جمع‌آوری اسباب و اثاثیه‌ ی خانه. در حالیکه مری و پرستار هاپکینز مشغول خالی کردن کلبه‌ ی باغبانی هستند، النور آنها را برای صرف ساندویچ به خانه دعوت می‌کند. 

النور یک ساندویچ خمیر ماهی سالمون را به مری تعارف می‌کند. پرستار هاپکینز برای مری و خودش چای درست کرده و در کتابخانه به آن دو ملحق می‌شود. آنها در هنگام صرف ناهار راحت نیستند. سپس، پرستار هاپکینز برای شستن ظرف‌ها به آشپزخانه برمی‌گردد. وقتی النور برای کمک کردن به او وارد آشپزخانه می‌شود، متوجه می‌شود که حال پرستار هاپکینز خوب نیست. النور متوجه زخمی روی بازی او می‌شود. هاپکینز می‌گوید دستش در کنار کلبه به یک بوته‌ ی گل رُز گرفته و زخم شده است.وقتی آنها به کتابخانه برمی‌گردند، مری را مرده پیدا می‌کنند. او با مورفین مسموم شده است. به نظر می‌رسد النور انگیزه و فرصت کافی برای ارتکاب قتل را داشته است. حتی پوآرو هم مجبور است اعتراف کند که شواهدی که بر علیه او وجود داد، بسیار قوی است. در حالیکه دکتر لرد بسیار ناراحت و پریشان است، پلیس النور را دستگیر می‌کند. جسد لورا ولمن کالبد شکافی شده و مشخص می‌شود که او هم در اثر استفاده‌ ی بیش از حد از مورفین درگذشته است. النور مجرم شناخته شده و به مرگ محکوم می‌شود.

پوآرو از همه بازجویی کرده و سعی می‌کند با قراردادن گفته‌ های مختلف در کنار هم، تصویری از مری جرارد بسازد. چندین شب خواب به چشم‌های پوآرو نمی‌آید و او فکر می‌کند که یک جای کار می‌لنگد. آیا اشکال کار در گفته‌های پرستار هاپکینز بوده؟ پوآرو متوجه می‌شود که پرستار هاپکینز چیزی را از او پنهان می‌کرده که ممکن است در حل پرونده مهم باشد. اما پوآرو باید عجله کند. النور تا روز اجرای حکمش، تنها ۵ روز فرصت دارد. اما آیا پوآرو موفق به نجات جان النور می‌شود؟

دوستان تمام این نوشته از سایت من و u برداشته شده.



:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی جنایی , عکس ,
شنبه 1391/06/11 ساعت 10:56 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )



دانلود کتاب های پوآرو به زودی...




:: مرتبط با: مطالب مربوط به کتاب , دانلود کتاب , مطالب خواندنی آگاتا ,
:: برچسب‌ها: پوآرو , هرکول , هرکول پوآرو , hercul poirot ,
جمعه 1391/06/10 ساعت 12:54 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
مصاحبه ی دیوید سوشی با شبکه ی ITV انگلیس


این مصاحبه در 9 قسمت 5 دقیقه ای هست که در این پست 2 قسمت اول گذاشته میشه .

قسمت نظرات هم جزوی از وبلاگ است.


قسمت اول:



قسمت دوم:








:: مرتبط با: دیوید سوشی , مصاحبه , ویدیو , عکس ,
دوشنبه 1391/06/6 ساعت 22:32 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
people i have shot
by
david suchet



جدیدترین مستندی که دیوید در آن حضور دارد
در
4 قسمت
که در این پست قسمت اول و براتون آپلود کردم
حجم
41.16

محصول 2012

1/4




تمام این مطالب با ذکر منبع قابل استفاده می باشد.

__________
ادامه اش و بزارم؟
هنگام نظر دادن ,بعد از نوشتن نظراتتون یه بار دکمه ی اینتر و فشار بدین تا تصویر نشون داده بشه بعد در کادر تایپ کنید






:: مرتبط با: دیوید سوشی , مصاحبه , ویدیو ,
یکشنبه 1391/06/5 ساعت 23:56 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
 

  



 

 
آخرین عناوین مطالب
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو